************************************ 7777777777777777

معرفی افراد و شخصیتهای اشعار حافظ شیرازی - 1  امیر مبارزالدین محمد

در اواسط سال 700 هجری قمری در شهر میبد یزد  متولد شد و در سال 713 و پس از مرگ پدرش امیر شرف الدین مظفر با خانواده اش به اردوی  " الجایتو" پناه برد و " الجایتو" نیز همه ی مناصب پدرش را به او سپرد و سرانجام و پس از مرگ " الجایتو" و سست شدن جایگاهش در نزد ابو سعید بهادر خان جانشین " الجایتو" اراده کرد که حکومت اتابکان را سرنگون کند و در سال 718 هجری قمری موفق شد که در سن هجده سالگی طعم حکمرانی را بچشد و چهارده سال بعد به حاکمی تمام عیار مبدل شد. حاکمی خونخوار و بد دهان . معروف است که چارواداران بی نزاکت در فحاشی به گرد پای او نمی رسیدند با این حال داعیه ی پرهیزگاری و دینداری داشت  اما همه می دانستند که شیوه ی او فسخ و فجور است و با اینکه حداقل دوبار توبه کرده بود و قسم یاد کرده بود دست از پا خطا نکند اما توبه ی گرگ مرگ است و او تا دم مرگ بظاهر مومن و درعمل بی ایمان بود و عجب آنکه خود را خلیفه ی مسلمین و امیرالمومنین می خواند  و بجای حاکم شرع حکم صادر می کرد و روزی خطاب به شاهزاده شجاع الدین گفته بود که تاکنون بدست خود 800 نفر را گردن زده ام . امیر مبارزالدین  هنگام ورود به شیراز شش سال از توبه ی اولش می گذشت و برای آنکه میزان تقیدش را به نمایش بگذارد فرمان داد که کتابهای خطرناک را بسوزانند و این کار بازار ریا کاری را گرم کرد و بنام خدا خونها ریخت و سالوسان و ریاکاران را بر سرکارها گماشت و امثال حافظ را از خود راند . ولی رفت که داعیه ی پیغمبری کند که سرانجام بدستور پسرش " شاه شجاع " کور شد و سالهای پایانی زندگی اش را در سیاهچال و زندان بپایان رساند.

حافظ این حاکم پلید را از فرط خشم و نفرتی که نسبت به او داشت و باور داشت که او در لوای دین به ارضای شهوت قدرت و خشونت و بددهانی خود می پردازد و حتی از بکاربردن نام او پرهیز کرده و فقط با عنوان محتسب از او یاد می کند.

باده با محتسب شهر ننوشی زنهار/ / بخورد باده ات و سنگ به جام اندازد

.....................................................................................................

اگرچه باده فرحبخش و گل بیزاست // به بانگ چنگ مخور که محتسب تیزاست

..........................................................................................................

بدنیست بدانیم که در دوره های اسلامی محاکم از ارکان حکومت شهری بودند: محاکم بر سه نوع بودند و هر کدام وظیفه و کارکرد خاصی داشتند محاکم مظالم یا محاکم عرف به دعاوی جزائی رسیدگی می کردند و ریاست آن با حاکم شهر یا دیوان بیگی یا داروغه بود . دعاوی قضائی را محاکم شرع رسیدگی می کردند که ریاست آنها با فقها و روحانیون بود که با فرمان شاه یا حاکم گمارده می شدند. امور مربوط به اوزان و مقیاسات و قیمت ها و رعایت اصول و موازین حرفه ای با محاکم حسبت بود و " محتسب" که مقامی روحانی بود بر آن ریاست می کرد . در واقع محکمه ی محتسب دادگاهی بود میان محکمه ی شرع و عرف زیرا که سر و کار آن هم با امور شرعی و هم با امور عرفی بود و امیر مبارزالدین هر سه وظیفه را خود انجام می داد و تمام رسوم و قوانین را زیر پا گذاشته و فراتر از این گردن زدن و جاری کردن حکم را خود بعهده می گرفت ...

 

 

 




تاريخ : شنبه 03 بهمن 1394 | 01:55 | نويسنده : haftdarya | ارسال نظر(0)

لطفا از ديگر مطالب نيز ديدن فرماييد
.: Weblog Themes By SlideTheme :.

ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید

----