************************************ 7777777777777777

تزئین با اکلیل

 

با آموزش امروز اشیاء ساده ای که دلتان را زده است زیباکنید

امروز نمونه هایی که میتوانید آنها را انجام دهید برایتان در نظر گرفته شده است.

 

وسایل مورد نیاز :
اکلیل
چسب
برق ناخون

بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه 20 اسفند 1396 | 19:49 | نويسنده : haftdarya | ارسال نظر(0)
************************************ 7777777777777777

آموزش درست کردن رژلب با مدادشمعی

 

سلام روزتون بخیر و نیکی دوستای گلم. 

امروز میخوایم خودمون رژلب درست کنیم بسیار ساده و اینکه مطمئنیم که بی ضرره.

وسایلی که لازم داریم: مدادشمعی غیر سمی ، روغن نارگیل.

 بفیه درادامه مطلب



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه 20 اسفند 1396 | 19:44 | نويسنده : haftdarya | ارسال نظر(0)
************************************ 7777777777777777

ظرف دگمه ای

 


وسایل مورد نیاز:

بادکنک
دگمه
چسب


بقیه در ادامه مطلب

 



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه 20 اسفند 1396 | 19:39 | نويسنده : haftdarya | ارسال نظر(0)
************************************ 7777777777777777

آموزش ذخیره عکس و ویدئو در اینستاگرام با کیفیت اصلی

 

همینطور که حتما میدونید یکی از سیاست های اینستاگرام عدم اجازه ذخیره نمودن تصاویر و ویدئوهای موجود در صفحات میباشد!

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

ما در این مطلب از آنلاینستان ، ترفندی ساده را با شما به اشتراک خواهیم گذاشت که با استفاده از این ترفند براحتی در چند ثانیه خواهید توانست تا عکسها و ویدئوهای موجود در اینستاگرام را ذخیره نمائید...

 

 بقیه در ادامه مطلب

 



ادامه مطلب
تاريخ : یکشنبه 20 اسفند 1396 | 19:39 | نويسنده : haftdarya | ارسال نظر(2)
************************************ 7777777777777777
یاد من باشد...

 



گْل مهر تو

 



گاهی...

 

 

یاد تو

 

شکوه روشنایی

 

 

 

دستهای به هم پیوسته

در فرو بسته ترین دشواری

در گرانبارترین نومیدی،

بارها بر سر خود بانگ زدم:

"هیچت ار نیست مخور خون جگر، دست که هست!"

بیستون را یاد آر، دستهایت را بسپار به کار

کوه را چون پَرِ کاه از سر راه بردار!

وَه چه نیروی شگفت انگیزیست

دستهایی که به هم پیوسته ست...!

 

"فریدون مشیری"

 

 



گر تو آزاد نباشی...

گر تو آزاد نباشی، همه دنیا قفس است...!

تا پر و بال تو و راه تماشا بسته ست،

هر کجا هست، زمین تا به ثریا قفس است...!

تا که نادان به جهان حکمروایی دارد،

همه جا در نظر مردم دانا قفس است...!

 

"فریدون مشیری"

 

 



دلاویزترین حرف جهان

این دلاویزترین حرف جهان را همه وقت

نه به یک بار و به ده بار، که صد بار بگو

«دوستم داری؟» را از من بسیار بپرس

«دوستت دارم» را با من بسیار بگو

 

"فریدون مشیری"

 

 



در پی هر گریه

گفته بودند: از پس هر گریه، آخر خنده ایست

این سخن بیهوده نیست...

زندگی مجموعه ای از اشک و لبخند است

خنده ی شیرینِ فروردین

بازتابِ گریه ی پربارِ اسفند است...

 

"فریدون مشیری"

 

 



ساز تو...
ساز تو دهد روح مرا قدرت پرواز

از حنجره ات پنجره ای سوی خدا باز

   احساس من و ساز تو 

  جان های هم آهنگ

جان من و آوای تو یاران هم آواز

گلبانگ تو روشنگر جان است

قول و غزلت پرچم شادی ست

بر افراز

 

"فریدون مشیری"

 

 

 

گرگ درون
گفت دانایى: که گرگى خیره سر،

هست پنهان در نهاد هر بشر!

هر که گرگش را دراندازد به خاک،

رفته رفته مى‌شود انسان پاک!

هرکه با گرگش مدارا مى‌کند،

خلق و خوى گرگ پیدا مى‌کند...

اینکه مردم یکدگر را مى‌درند،

گرگهاشان رهنما و رهبرند!

اینکه انسان هست این سان دردمند،

گرگها فرمان روایى مى‌کنند!

این ستمکاران که با هم همرهند،

گرگهاشان آشنایان همند!

گرگها همراه و انسانها غریب،

با که باید گفت این حال عجیب!

 

"فریدون مشیری"

 

 



قلب آهنی
گفته مي‌شد: « هر كه با ما نيست با ما دشمن است!»

گفتم: آري، اين سخن فرموده اهريمن است!

اهل معنا، اهل دل، با دشمنان هم دوستند،

اي شما، با خلق دشمن! قلب تان از آهن است؟!

 

"فریدون مشیری"

 

 

 

عشق بورزيد
 
اي همه مردم، در اين جهان به چه کاريد ؟

عمر گران‌ مايه را چگونه گذاريد ؟

هرچه به عالم بود اگر به‌ کف آريد

هيچ نداريد اگر که عشق نداريد

واي شما دل به عشق اگر نسپاريد

گر به ثريا رسيد هيچ نيرزيد

عشق بورزيد

دوست بداريد

 

"فریدون مشیری"

 

 


]
در بلندي هاي پرواز
زمان در خواب و دريا قصه پرداز

خيالم در بلندي هاي پرواز،

 

ز تلخي هاي پايان، مي رسيدم-

 

به شيرينِ شگفتي هاي آغاز !

 

 

"فریدون مشیری"

 

 



انسانیت
اهمیت و ارج زندگی در همین است که موقت است،


 تو باید جاودانگی خودت را در جای دیگری نشان بدهی،


و آن جا «انسانیت» است!

 

"فریدون مشیری"

 

 

 
محو تماشا
گفته بودی که چرا محو تماشای منی
 

آنچنان مات که یکدم مژه بر هم نزنی

 
مژه بر هم نزنم تا که زِ دستم نرود
 

ناز چشم تو ، بقدر مژه بر هم زدنی....

 

"فریدون مشیری"

 

 

 



تو بخند...
تو بدان این را

تنها تو بدان

تو بیا تو بمان با من، تنها تو بمان

جای مهتاب به تاریکی شبها تو بتاب

من فدای تو، به جای همه گلها تو بخند...

"فریدون مشیری"

 
آه آن همه خاک!
بر خاک چه نرم می خرامی ای مرد!

آنگونه که بر کفش تو ننشیند گرد

فردا که جهان کنیم بدرود به درد

آه آن همه خاک را چه می خواهد کرد؟!

 

"فریدون مشیری"

 

 

 

 

 

هیچ و باد
هیچ و باد است جهان

گفتی و باور کردی؟!

کاش، یک روز، به اندازه ی هیـــــچ

غم بیهوده نمیخوردی!

کاش، یک لحظه، به سرمستی بــــــاد

شاد و آزاد به سر می بردی


"فریدون مشیری"



 

 

درخت
درختی خشک را مانم به صحرا

که عمری سر کند تنهای تنها

نه بارانی که آرد برگ و باری

نه برقی تا بسوزد هستیش را

 

"فریدون مشیری"

 

 

 

جادوی سکوت

من سکوت خویش را گم کرده ام

ای سکوت ای مادر فریادها

گم شدم در این هیاهو گم شدم 

من که خود افسانه میپرداختم

عاقبت افسانه مردم شدم !

تو کجایی تا بگیری داد من ؟

گر سکوت خویش را میداشتم

زندگی پر بود از فریاد من !

"فریدون مشیری" 


 



عمر گل
اگر عمر گل 

هفته ای بیش نیست

خدایا نه خارم

چرا مانده ام

"فریدون مشیری"

 

 

 

 

دست گیری
امــروز دســت گیــر

کــه فــردا،

از دســت رفتــه اســت؛

انســان خستــه‌ای کــه نجــاتــش بــه دســت تــوســت . . .

 

"فریدون مشیری"

 

 



گرمی دل ها

دل من دير زمانیست كه می پندارد:

بی گمان سنگدل است آنكه روا می دارد

جان اين ساقه نازك را

                       - دانسته-

                                بيازارد! ...

« دوستی » نيز گلی است؛

مثل نيلوفر و ناز،

ساقه ترد ظريفی دارد...

 

 

 

...زندگی ، گرمی دل های به هم پيوسته ست

تا در آن دوست نباشد همه درها بسته ست...

 
 

...باغ جانت همه وقت از اثر صحبت دوست

تازه،

        عطر افشان

                   گلباران باد

"فریدون مشیری"

 

 

 

 

 

افسوس
گفتی که: چو خورشید زنم سوی تو پر

چون ماه شبی می کشم از پنجره سر

اندوه ...

که خورشید شدی ... تنگ غــــروب!

افسوس ...

که مهتاب شدی ... وقت ســــــــحر!

 

"فریدون مشیری"

 

 

 

 



بیهودگی
امروز را به باد سپردم

امشب کنار پنجره بیدار مانده ام

دانم که بامداد

امروز دیگری را با خود می آورد

تا من دوباره آن را

بسپارمش به باد

 



ماه و سنگ

اگر ماه بودم، بهرجا که بودم

سراغ تو را از خدا می گرفتم

وگر سنگ بودم، بهرجا که بودی 

سر رهگذار تو جا می گرفتم

اگر ماه بودی، به صد ناز شاید

شبی بر لب بام من می نشستی

وگر سنگ بودی، بهرجا که بودم
 
مرا می شکستی، مرا می شکستی !

"فریدون مشیری"


 

 

من نمی گویم...
من نمیگویم درین عالم

گرم پو، تابنده، هستی بخش

 

چون خورشید باش

تا توانی

 

پاک، روشن

مثل باران

 

مثل مروارید باش

 

"فریدون مشیری"

 

 

 

 

هرچه بادا باد

 

من يقين دارم كه برگ ،

كاين چنين خود را رها كردست در آغوش باد ،

فارغ است از ياد مرگ !

 

                               آدمي هم مثل برگ ، مي تواند زيست بي تشويش مرگ ،

                               گر ندارد همچو او آغوش مهر باد را ،

                               مي تواند يافت لطف :

                               «هر چه بادا باد را »

 

                                                                               "فریدون مشیری"



یار...

بر ماسه ها نوشتم :

           دریای هستی من 

                    از عشق توست سرشار      

                                         این را به یاد بسپار.

بر ماسه ها نوشتی :

           ای همزبان دیرین

                     این آرزوی پاکیست

                                 اما به باد بسپار.

                                                                              "فریدون مشیری"

 

 بقیه در ادامه مطلب



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 16 اسفند 1396 | 17:57 | نويسنده : haftdarya | ارسال نظر(0)
************************************ 7777777777777777
[ چهارشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۵ ] [ ] [ arezσσ ] [ 3 Comment ]
[ پنجشنبه ۹ دی ۱۳۹۵ ] [ ] [ arezσσ ] [ 1 Comment ]
[ چهارشنبه ۳۰ دی ۱۳۹۴ ] [ ] [ arezσσ ] [ آرشیو نظرات ]
[ چهارشنبه ۳۰ دی ۱۳۹۴ ] [ ] [ arezσσ ] [ آرشیو نظرات ]

 

 


برچسب‌ها: فریدون مشیریشعرمتن تصویری
[ سه شنبه ۲۵ آذر ۱۳۹۳ ] [ ] [ arezσσ ] [ آرشیو نظرات ]

در فرو بسته ترین دشواری

در گرانبارترین نومیدی،

بارها بر سر خود بانگ زدم:

"هیچت ار نیست مخور خون جگر، دست که هست!"

بیستون را یاد آر، دستهایت را بسپار به کار

کوه را چون پَرِ کاه از سر راه بردار!

وَه چه نیروی شگفت انگیزیست

دستهایی که به هم پیوسته ست...!

 

"فریدون مشیری"

 

 


برچسب‌ها: فریدون مشیریشعرجملات زیبا
[ جمعه ۶ دی ۱۳۹۲ ] [ ] [ arezσσ ] [ آرشیو نظرات ]

گر تو آزاد نباشی، همه دنیا قفس است...!

تا پر و بال تو و راه تماشا بسته ست،

هر کجا هست، زمین تا به ثریا قفس است...!

تا که نادان به جهان حکمروایی دارد،

همه جا در نظر مردم دانا قفس است...!

 

"فریدون مشیری"

 

 


برچسب‌ها: فریدون مشیریشعرجملات زیبا
[ جمعه ۲۴ آبان ۱۳۹۲ ] [ ] [ arezσσ ] [ آرشیو نظرات ]

این دلاویزترین حرف جهان را همه وقت

نه به یک بار و به ده بار، که صد بار بگو

«دوستم داری؟» را از من بسیار بپرس

«دوستت دارم» را با من بسیار بگو

 

"فریدون مشیری"

 

 


برچسب‌ها: فریدون مشیریشعرجملات زیبا
[ شنبه ۴ آبان ۱۳۹۲ ] [ ] [ arezσσ ] [ آرشیو نظرات ]

گفته بودند: از پس هر گریه، آخر خنده ایست

این سخن بیهوده نیست...

زندگی مجموعه ای از اشک و لبخند است

خنده ی شیرینِ فروردین

بازتابِ گریه ی پربارِ اسفند است...

 

"فریدون مشیری"

 

 


برچسب‌ها: فریدون مشیریشعرجملات زیبا
[ یکشنبه ۲۱ مهر ۱۳۹۲ ] [ ] [ arezσσ ] [ آرشیو نظرات ]
ساز تو دهد روح مرا قدرت پرواز

از حنجره ات پنجره ای سوی خدا باز

   احساس من و ساز تو 

  جان های هم آهنگ

جان من و آوای تو یاران هم آواز

گلبانگ تو روشنگر جان است

قول و غزلت پرچم شادی ست

بر افراز

 

"فریدون مشیری"

 

 


برچسب‌ها: فریدون مشیریشعرجملات زیبا
[ جمعه ۵ مهر ۱۳۹۲ ] [ ] [ arezσσ ] [ آرشیو نظرات ]
گفت دانایى: که گرگى خیره سر،

هست پنهان در نهاد هر بشر!

هر که گرگش را دراندازد به خاک،

رفته رفته مى‌شود انسان پاک!

هرکه با گرگش مدارا مى‌کند،

خلق و خوى گرگ پیدا مى‌کند...

اینکه مردم یکدگر را مى‌درند،

گرگهاشان رهنما و رهبرند!

اینکه انسان هست این سان دردمند،

گرگها فرمان روایى مى‌کنند!

این ستمکاران که با هم همرهند،

گرگهاشان آشنایان همند!

گرگها همراه و انسانها غریب،

با که باید گفت این حال عجیب!

 

"فریدون مشیری"

 

 


برچسب‌ها: فریدون مشیریشعرجملات زیبا
[ دوشنبه ۱ مهر ۱۳۹۲ ] [ ] [ arezσσ ] [ آرشیو نظرات ]
گفته مي‌شد: « هر كه با ما نيست با ما دشمن است!»

گفتم: آري، اين سخن فرموده اهريمن است!

اهل معنا، اهل دل، با دشمنان هم دوستند،

اي شما، با خلق دشمن! قلب تان از آهن است؟!

 

"فریدون مشیری"

 

 


برچسب‌ها: فریدون مشیریشعرجملات زیبا
[ یکشنبه ۱۷ شهریور ۱۳۹۲ ] [ ] [ arezσσ ] [ آرشیو نظرات ]
 
اي همه مردم، در اين جهان به چه کاريد ؟

عمر گران‌ مايه را چگونه گذاريد ؟

هرچه به عالم بود اگر به‌ کف آريد

هيچ نداريد اگر که عشق نداريد

واي شما دل به عشق اگر نسپاريد

گر به ثريا رسيد هيچ نيرزيد

عشق بورزيد

دوست بداريد

 

"فریدون مشیری"

 

 


برچسب‌ها: فریدون مشیریشعرجملات زیبا
[ شنبه ۹ شهریور ۱۳۹۲ ] [ ] [ arezσσ ] [ آرشیو نظرات ]
زمان در خواب و دريا قصه پرداز

خيالم در بلندي هاي پرواز،

 

ز تلخي هاي پايان، مي رسيدم-

 

به شيرينِ شگفتي هاي آغاز !

 

 

"فریدون مشیری"

 

 


برچسب‌ها: فریدون مشیریشعرجملات زیبا
[ پنجشنبه ۷ شهریور ۱۳۹۲ ] [ ] [ arezσσ ] [ آرشیو نظرات ]
اهمیت و ارج زندگی در همین است که موقت است،


 تو باید جاودانگی خودت را در جای دیگری نشان بدهی،


و آن جا «انسانیت» است!

 

"فریدون مشیری"

 

 


برچسب‌ها: فریدون مشیریشعرجملات زیبا
[ جمعه ۱ شهریور ۱۳۹۲ ] [ ] [ arezσσ ] [ آرشیو نظرات ]
گفته بودی که چرا محو تماشای منی
 

آنچنان مات که یکدم مژه بر هم نزنی

 
مژه بر هم نزنم تا که زِ دستم نرود
 

ناز چشم تو ، بقدر مژه بر هم زدنی....

 

"فریدون مشیری"

 

 


برچسب‌ها: فریدون مشیریشعرجملات زیبا
[ پنجشنبه ۳۱ مرداد ۱۳۹۲ ] [ ] [ arezσσ ] [ آرشیو نظرات ]
تو بدان این را

تنها تو بدان

تو بیا تو بمان با من، تنها تو بمان

جای مهتاب به تاریکی شبها تو بتاب

من فدای تو، به جای همه گلها تو بخند...

"فریدون مشیری"


برچسب‌ها: فریدون مشیریشعرجملات زیبا
[ جمعه ۲۵ مرداد ۱۳۹۲ ] [ ] [ arezσσ ] [ آرشیو نظرات ]
بر خاک چه نرم می خرامی ای مرد!

آنگونه که بر کفش تو ننشیند گرد

فردا که جهان کنیم بدرود به درد

آه آن همه خاک را چه می خواهد کرد؟!

 

"فریدون مشیری"

 

 

 


برچسب‌ها: فریدون مشیریشعرجملات زیبا
[ پنجشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۲ ] [ ] [ arezσσ ] [ آرشیو نظرات ]
هیچ و باد است جهان

گفتی و باور کردی؟!

کاش، یک روز، به اندازه ی هیـــــچ

غم بیهوده نمیخوردی!

کاش، یک لحظه، به سرمستی بــــــاد

شاد و آزاد به سر می بردی


"فریدون مشیری"





برچسب‌ها: فریدون مشیریشعرجملات زیبا
[ شنبه ۱۹ مرداد ۱۳۹۲ ] [ ] [ arezσσ ] [ آرشیو نظرات ]
درختی خشک را مانم به صحرا

که عمری سر کند تنهای تنها

نه بارانی که آرد برگ و باری

نه برقی تا بسوزد هستیش را

 

"فریدون مشیری"

 

 


برچسب‌ها: فریدون مشیریشعرجملات زیبا
[ یکشنبه ۶ مرداد ۱۳۹۲ ] [ ] [ arezσσ ] [ آرشیو نظرات ]

من سکوت خویش را گم کرده ام

ای سکوت ای مادر فریادها

گم شدم در این هیاهو گم شدم 

من که خود افسانه میپرداختم

عاقبت افسانه مردم شدم !

تو کجایی تا بگیری داد من ؟

گر سکوت خویش را میداشتم

زندگی پر بود از فریاد من !

"فریدون مشیری" 


 


برچسب‌ها: فریدون مشیریشعرجملات زیبا
[ جمعه ۴ مرداد ۱۳۹۲ ] [ ] [ arezσσ ] [ آرشیو نظرات ]
اگر عمر گل 

هفته ای بیش نیست

خدایا نه خارم

چرا مانده ام

"فریدون مشیری"

 

 


برچسب‌ها: فریدون مشیریشعرجملات زیبا
[ یکشنبه ۳۰ تیر ۱۳۹۲ ] [ ] [ arezσσ ] [ آرشیو نظرات ]
امــروز دســت گیــر

کــه فــردا،

از دســت رفتــه اســت؛

انســان خستــه‌ای کــه نجــاتــش بــه دســت تــوســت . . .

 

"فریدون مشیری"

 

 


برچسب‌ها: فریدون مشیریشعرجملات زیبا
[ چهارشنبه ۲۶ تیر ۱۳۹۲ ] [ ] [ arezσσ ] [ آرشیو نظرات ]

دل من دير زمانیست كه می پندارد:

بی گمان سنگدل است آنكه روا می دارد

جان اين ساقه نازك را

                       - دانسته-

                                بيازارد! ...

« دوستی » نيز گلی است؛

مثل نيلوفر و ناز،

ساقه ترد ظريفی دارد...

 

 

 

...زندگی ، گرمی دل های به هم پيوسته ست

تا در آن دوست نباشد همه درها بسته ست...

 
 

...باغ جانت همه وقت از اثر صحبت دوست

تازه،

        عطر افشان

                   گلباران باد

"فریدون مشیری"

 

 

 


برچسب‌ها: فریدون مشیریشعر
[ سه شنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۲ ] [ ] [ arezσσ ] [ آرشیو نظرات ]
گفتی که: چو خورشید زنم سوی تو پر

چون ماه شبی می کشم از پنجره سر

اندوه ...

که خورشید شدی ... تنگ غــــروب!

افسوس ...

که مهتاب شدی ... وقت ســــــــحر!

 

"فریدون مشیری"

 

 

 


برچسب‌ها: فریدون مشیریشعر
[ یکشنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۲ ] [ ] [ arezσσ ] [ آرشیو نظرات ]
امروز را به باد سپردم

امشب کنار پنجره بیدار مانده ام

دانم که بامداد

امروز دیگری را با خود می آورد

تا من دوباره آن را

بسپارمش به باد

 



اگر ماه بودم، بهرجا که بودم

سراغ تو را از خدا می گرفتم

وگر سنگ بودم، بهرجا که بودی 

سر رهگذار تو جا می گرفتم

اگر ماه بودی، به صد ناز شاید

شبی بر لب بام من می نشستی

وگر سنگ بودی، بهرجا که بودم
 
مرا می شکستی، مرا می شکستی !

"فریدون مشیری"


 

 

من نمیگویم درین عالم

گرم پو، تابنده، هستی بخش

 

چون خورشید باش

تا توانی

 

پاک، روشن

مثل باران

 

مثل مروارید باش

 

"فریدون مشیری"

 

 

 


برچسب‌ها: فریدون مشیریشعر
[ پنجشنبه ۲۳ خرداد ۱۳۹۲ ] [ ] [ arezσσ ] [ آرشیو نظرات ]


من يقين دارم كه برگ ،

كاين چنين خود را رها كردست در آغوش باد ،

فارغ است از ياد مرگ !

 

                               آدمي هم مثل برگ ، مي تواند زيست بي تشويش مرگ ،

                               گر ندارد همچو او آغوش مهر باد را ،

                               مي تواند يافت لطف :

                               «هر چه بادا باد را »

 

                                                                               "فریدون مشیری"


برچسب‌ها: فریدون مشیریشعر
[ یکشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ ] [ ] [ arezσσ ] [ آرشیو نظرات ]

بر ماسه ها نوشتم :

           دریای هستی من 

                    از عشق توست سرشار      

                                         این را به یاد بسپار.

بر ماسه ها نوشتی :

           ای همزبان دیرین

                     این آرزوی پاکیست

                                 اما به باد بسپار.

                                                                              "فریدون مشیری"

 



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 16 اسفند 1396 | 17:48 | نويسنده : haftdarya | ارسال نظر(0)
************************************ 7777777777777777

آموزش HTML

آنچه که قبل از یادگیری HTML لازم است بدانید:

برای شروع کار با HTML شما به چیزهایی نیاز دارید که در لیست زیر آمده است:

  1. شما به یک ویرایشگر متن نیاز دارید. در ویندوز شما می توانید از برنامه Notepad استفاده کنید. از هر نرم افزار ویرایش متن دیگری استفاده کنید اما این نکته را در نظر داشته باشید که نرم افزار WordPad که در ویندوز وجود دارد و نرم افزارهایی مانند Microsoft Office Word و امثال آن برای نوشتن کدهای HTML مناسب نیستند چون در هنگام ذخیره کردن متن این نرم افزارها کدهایی را به آن اضافه می کنند.
    نرم افزار Notepad را می توانید از طریق منوی استارت در قسمت Accessories پیدا کنید یا از طریق فرمان Run با تایپ notepad در کادر Open و فشار دادن دکمه Enter.
  2. شما به یک مرورگر وب به انتخاب خود نیاز دارید. می توانید از Microsoft Internet Explorer استفاده کنید که با ویندوز نصب می شود یا از Opera, Mozilla Firefox و نرم افزارهای مشابه که اغلب به صورت رایگان برای دانلود در اینترنت وجود دارند.
    بهتر است صفحاتی را که می نویسید با چند مرورگر آزمایش کنید. زیرا در HTML قسمتهایی وجود دارد که مختص به یک مرورگر خاص است و با سایر مرورگرها کار نمی کند.
  3. شما به جایی برای ذخیره کردن متن خود دارید که می تواند جایی روی هارد دیسک شما، یک فلاپی دیسک یا یک سرور باشد. البته شما برای استفاده از HTML نیاز ندارید حتماً به اینترنت متصل باشید، شما می توانید با استفاده از یک مرورگر وب در کامپیوتر خود از HTML استفاده کنید.
    برای ذخیره کردن فایلی که با Notepad نوشته اید کافی است از منوی File گزینه Save As را انتخاب کرده و مسیری را برای ذخیره فایل انتخاب کنید و در کادر File Name در پایین پنجره Save As نام فایل را با پسوند html بنویسید. در آخر هم دکمه Save را کلیک کنید.


تاريخ : چهارشنبه 16 اسفند 1396 | 17:39 | نويسنده : haftdarya | ارسال نظر(0)
************************************ 7777777777777777

اصول نوشتن صفحات HTML

در اینجا می خواهیم به ساختار شناسه ها یا همان تگها (tag) در HTML بپردازیم. یک تگ همیشه با علامت کوچکتر ریاضی یعنی این علامت > آغاز می شود و با علامت بزرگتر < به پایان می رسد. مثلاً تگی که باعث ایجاد زیرخط کلمات می شود اینطور نوشته می شود: این علامت را قبل از متنی که می خواهیم زیر آن خط کشیده شود قرار می دهیم. به این تگ ، تگ ابتدایی (Opening tag) می گویند، که عملیاتی را که شما می خواهید آغاز کنید شروع می کند. به منظور پایان دادن به زیرخط باید از یک تگ پایانی استفاده کنید. یک تگ پایانی با این علامت شروع می شود: />  بقیه تگ مانند تگ ابتدایی می باشد. برای درک بهتر این مطلب به مثال زیر توجه کنید:

Tags and their position

اگر بخواهید متن بالا را با زیرخط در مرورگر خود ببینید باید آنرا مطابق خط روبرو در ویرایشگر متن خود بنویسید:

tags and their position

نتیجه را به این صورت می بینید:

Tags and their position

در HTML همه تگها به یک تگ پایانی نیاز ندارند. برای مثال تگی که برای وارد کردن عکس استفاده می شود  از این قبیل تگهاست، که به این صورت می باشد:

البته بعداً در مورد این تگ توضیح خواهیم داد در اینجا فقط برای مثال این تگ را آوردیم. موارد دیگری هم با این وضعیت وجود دارند مثلاً
 که برای رفتن به خط بعدی استفاده می شود، 


 که برای ایجاد یک خط افقی به کار می رود و  که برای رفتن به پاراگراف بعدی استفاده می شود.

در ضمن نیاز نیست که حتماً تگها با حروف بزرگ نوشته شوند. مثلاً  همان  است. البته در نسخه های جدیدتر HTML توصیه می شود کدهای HTML با حروف کوچک نوشته در XHTML هم نوشتن کدها با حروف کوچک الزامی است. فضای خالی هم بین تگها تأثیری ندارد. مثلاً :

بقیه در ادامه مطلب

 

 

 



ادامه مطلب
تاريخ : چهارشنبه 16 اسفند 1396 | 17:38 | نويسنده : haftdarya | ارسال نظر(0)
************************************ 7777777777777777

متن و دانلود آهنگ آهای خبر دار همایون شجریان

نتیجه تصویری برای عکس همایون شجریان

آهنگ تیتراژ میانی فیلم سینمایی رگ خواب

 


متن آهنگ آهای خبردار از همایون شجریان :

♫ ♫  ♫ ♫

آهای خبردار ، مستی یا هوشیار خوابی یا بیدار خوابی یا بیدار

تو شب سیاه تو شب تاریک از چپ و از راست از دور و نزدیک

یه نفر داره جار میزنه جار آهای غمی که مثل یه بختک

رو سینه ی من شده ای آوار از گلوی من دستاتو بردار

دستاتو بردار از گلوی من از گلوی من دستاتو بردار

کوچه های شهر پر ولگرده دل پره درده شهر پره مرد وپره نامرده

آهای خبردار آهای خبردار باغ داریم تا باغ یکی غرق گل یکی پره خار

مرد داریم تا مرد یکی سر کار یکی سر بار آهای خبردار یکی سر دار

 

♫ ♫ ♫ ♫

توی کوچه ها یه نسیم رفته پی ولگردی توی باغچه ها پاییز اومده پی نامردی

توی آسمون ماه و دق میده ماه و دق میده درد بی دردی

پاییز اومده پاییز اومده پی نامردی یه نسیم رفته پی ولگردی

تو شب سیاه تو شب تاریک از چپ و از راست از دور و از نزدیک

یه نفر داره جار میزنه جار آهای غمی که مثل یه بختک

رو سینه ی من شده ای آوار از گلوی من دستاتو بردار

دستاتو بردار از گلوی من از گلوی من دستاتو بردار

از اینجا دانلود کنید



تاريخ : شنبه 07 بهمن 1396 | 23:00 | نويسنده : haftdarya | ارسال نظر(0)
************************************ 7777777777777777

متن و دانلود آهنگ ماهیگیر از مازیار نازنین 

تصویر مرتبط

این همه اون دستاتو بالا و پایین نکن
لب بچه ماهی رو با قلاب خونین نکن
ماهیگیر ماهیگیر
اشک این بچه ماهی توی آب‌ها نا پیداست
فریاد اون توی آب یه فریاد بی صداست
بذار تا بچگی رو بذاره اون پشت سر
بتونه عاشق بشه وقتی میشه بزرگتر
ماهیگیر ماهیگیر

♪♫♪

ببین بازی کردنش پُر از شوق موندنه
زندگی رو خواستنو مرگو از خود روندنه
خونه ی اون رودخونست دریا براش یه رویاست
بزرگترین آرزوش رسیدن ِ به دریاست
تابیدن آفتابو رو پولکاش دوست داره
دنیا براش قشنگه وقتی بارون میباره
ماهیگیر ماهیگیر

♪♫♪

ببین بازی کردنش پُر از شوق موندنه
زندگی رو خواستنو مرگو از خود روندنه
خونه ی اون رودخونست دریا براش یه رویاست
بزرگترین آرزوش رسیدن ِ به دریاست
تابیدن آفتابو رو پولکاش دوست داره
دنیا براش قشنگه وقتی بارون میباره
ماهیگیر ماهیگیر..

♪♫♪

این همه اون دستاتو بالا و پایین نکن
لب بچه ماهی رو با قلاب خونین نکن
ماهیگیر ماهیگیر
اشک این بچه ماهی توی آب‌ها نا پیداست
فریاد اون توی آب یه فریاد بی صداست
بذار تا بچگی رو بذاره اون پشت سر
بتونه عاشق بشه وقتی میشه بزرگتر
ماهیگیر ماهیگیر..

ماهیگیر ماهیگیر..

ماهیگیر ماهیگیر..

ماهیگیر ماهیگیر...

از اینجا دانلود کنید



تاريخ : شنبه 07 بهمن 1396 | 22:20 | نويسنده : haftdarya | ارسال نظر(0)
لطفا از ديگر مطالب نيز ديدن فرماييد
.: Weblog Themes By SlideTheme :.
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران
----